لینک دانلود خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع : .doc ( قابل ویرایش اماده پرینت )
تعداد : 5 صفحه
قسمتی متن :
الف ) هدف خلقت انسان نظام هستی چیست؟ ب) ایا زندگی جهان میتواند هدف افرینش انسان باشد .
صفات کمالیه خدا اقتضا دارد جهان گونهای افریده شود مجموع بیشترین کمال خیر ممکن داشته باشد; یعنی برکت نظام احسن جهان افرینش حاکم است، انسانی ماده زمینی خلق شده، بتواند پیمودن راه تکامل گوهری اسمانی شریف تبدیل شده، نظر مراتب کمال هر موجود دیگر برتری یابد خدا تقرب جوید . خلق جمادات نباتات حیوانات و... راستای پیدایش نظام احسنی مجموع زمینه رشد انسان فراهم میاورد .این پرسش، سابقه دیرینهای دارد مانند برخی مسائل فلسفی، همگان مطرح است. غالب انسانها مایلند بفهمند هدف خلقت خودشان مجموعه انسانها چیست؟ پرسش افرادی صورت یک عقده "لاینحل" میاید دایره هستی جهان ماده منحصر مینمایند مرگ پایان زندگی بشر میدانند عالمی نام "رستاخیز" سرایی عنوان "اخرت" نمیپذیرند; اما کسانی زندگی مادی انسان، منزلی منازل زندگی بشر میدانند دنبال جهان سرای دیگری معتقدند جهان روزنه پلی نیل ابدیت میدانند، پاسخ پرسش، اسان فرض اگر هدف افرینش انسان جهان نتوانند بدانند، هدف خلقت جهان دیگر زندگی ابدی، جستوجو میکنند میگویند: "هدف خلقت انسان، جهان، اماده کردن او یک زندگی ابدی جاودانی خود، هدف مطلوب نهایی است بعد ذکر مقدمه، طور اجمال بررسی هدف افرینش میپردازیم .برای خلقت افرینش، دو هدف میتوان تصور کرد نخست: هدف متوسط; دوم: هدف غایی عالیبا مراجعه ایات قران روایات اهلبیت:، روشن میشود هدف متوسط خلقت، عبادت بندگی خداست. مطلب، همه پدیدههای عالم، ساری جاری است. خداوند، درباره همه اشیای مادی عالم میفرماید: "...و من شیء الا یسبح بحمده لـکن لا تفقهون تسبیحهم..." (اسرا، 44) همه موجودات، تسبیح خدا میگویند; اما شما تسبیح انان نمیفهمید." درباره انسان جن میفرماید: "و ما خلقت الجن الانس الا لیعبدون".) افرینش انسان جن بندگی است. بنابراین، دیدگاه وحی، همه هستی تسبیحگوی ذات اوست! اما هدف عالی غایی، وصول مبدا نور هستی است; یعنی منتهیالیه سیر مخلوقات، اوست: "و ان الی ربک المنتهی".(نجم،42) انتهای سیر انسان سوی پروردگار است: "ان الی ربک الرجعی".(علق،8) بازگشت همگان سوی خداست: "انا لله انـا الیه ر جعون".(بقره،156) همه ایات، غایت سیر روشن میکند. البته رسیدن خدا، همان کمال مطلق رسیدن مخلوقات است. هنگامی پدیدههای هستی کمال اخر خود مییابند قرب الهی برسند. پس روشن هدف غایی خلقت، کمال رسیدن همه موجودات رسیدن انسان مقام قرب الهی است . اینجا دو مطلب دیگر باید مورد توجه قرار داد : نخست اینکه خدای متعال، فیاض تمام معناست باران رحمت او همیشه بندگان میبارد مانعی نمیتوان تصور کرد; دیگر سخن، مقتضی موجود مانع مفقود است; پس باید خلق کند; چون لازمه ذات او خلاقیت فیاض بودن است . دوم اینکه ایا خدا افرینش، ذینفع نه؟ پاسخ باید گفت: منفعت سود، خلق میگردد; نه خالق; یعنی خدا ذینفع نیست; عبارت دیگر، ناقص نیست کار کمال برسد; بلکه سود مخلوق میگردد . من نکردم خلق سودی کنمبلکه بندگان جودی کنمبه دیگر سخن: افرینش، احسان فیض جانب خدا نسبت مخلوقات چنین افرینشی حسن ذاتی دارد قیام انجام دادن فعلی ذاتا پسندیده است، جز اینکه خود فعل زیبا باشد، چیز دیگری نیاز ندارد; بنابراین اگر کسی بپرسد: چرا خالق منان، دست چنین کار پسندیده لذات زده است؟ پاسخ باید گفت: خداوند فیاض علیالاطلاق است، (با توجه اینکه میتوانست موجودی خلق کرده، کمال برساند) اگر چنین نمیکرد، جای پرسش ایراد او . ممکن پرسش ذهن انسان مطرح شود مگر خداوند نیازمند پرستش بندگان است؟ پاسخ میگوییم: همانطور میدانید، هدف فعل، خداوند متعال انسانها متفاوت است. هدف افعال انسان عبارت فایدهای هنگام فعل، انسان نظر میگیرد رسیدن تلاش میکند; یعنی هدف انسان فعالیتهایش دفع کمبودها نیازمندیهای خودش میباشد; اما درباره خداوند نمیتوان گفت: هدف فعل او تامین نیازمندیها رفع نواقص است; زیرا خدای متعال چیزی نیاز ندارد تامین کاری انجام دهد. او کمال مطلق هر کس هر چه دارد هر بهرهای هستی داشته باشد، او گرفته ذات خود فاقد چیزی نیست انجام دادن کاری کامل شود; بلکه هدف افعال خداوند، تناسب ذات الهی داشتن رفع نیاز بندگان است. عبادت جزو اهداف افرینش اهداف متوسط رسیدن کمال نهایی غایی میباشد فایده عبادت، تنها عاید بنده میشود او پرورش داده، نقص کمال میبرد عبادت بنده هیچ فایدهای خداوند متصور نیست . بنابراین، همانطور اشاره شد، هدف غایی افرینش انسان، تکامل وصول رحمت الهی افرادی میتوانند رحمت فیض الهی استفاده کنند نهایت درجه تکامل رسیده باشند; رو، اثر تکامل، ارامش سایه سار رحمت الهی است: "و لا یزالون مختلفین # الا من رحم ربک لذ لک خلقهم; (هود، 118 119) انان همواره اختلافند; مگر انچه پروردگارت رحم کند همین ]رحمت[ انان افرید." باعث ورود بهشت زندگی جاودان داشتن انجا میشود.(ر.ک: معارف قران، ایهالله مصباح یزدی، 1ـ3، 155 ـ 179، موسسه راه حق چنانکه مولای متقیان میفرماید: بیگمان، خدای سبحان دنیا.) مقدمهای زندگی پس قرار داده مردم، بوته ازمونی شمرده هر انکه نیکوکارتر است، باز شناسد. ما دنیا افریده نشدهایم ماموریتمان تلاش جهت نیست; بلکه ازمایش دنیا نهاده شدهایم".(فرهنگ افتاب، فرهنگ تفصیلی نهجالبلاغه، عبدالمجید معادیخواه، ج 1، 77، نشر ذره.) پایان، مناسب "هدف نهایی" کارهای انسان اشارهای کنیم: ویژگیهای هدف نهایی هر چه باشد، چون چرا نمیپذیرد; توضیح اینکه: اگر دانشاموزی بپرسیم: چه درس میخوانی؟ میگوید: اینکه دانشگاه راه یابم. باز اگر پرسش کنیم: دانشگاه چه میخواهی؟ میگوید: اینکه دکتر مهندس شوم. میگوییم: مدرک چه میخواهی؟ میگوید: اینکه فعالیت مثبتی انجام دهم درامد خوبی داشته باشم. باز اگر بپرسیم: درامد خوب چه میخواهی؟ میگوید: اینکه زندگی ابرومند مرفهی داشته باشم. سرانجام میپرسیم: زندگی مرفه ابرومند چه میخواهی؟ اینجا میبینیم، لحن سخن او عوض میشود میگوید: خوب اینکه زندگی مرفه ابرومندی داشته باشم; یعنی همان پاسخ سابق تکرار میکند پاسخ نهایی او شمار میرود. دلیل او همواره پاسخ پایانی خویش تاکید خواهد کرد. اینجا وقتی گفته میشود: هدف افرینش چیست؟ میگوییم: تکامل انسان دریافت رحمت خدا. اگر پرسیده شود: تکامل قرب پروردگار چه منظوری است؟ میگوییم: قرب پروردگار! یعنی هدف نهایی همه چیز تکامل قرب میخواهیم; اما قرب دریافت رحمت، ذاتا ارزشمند ماورای خوبی دیگری نیست.(تفسیر نمونه، ایهالله مکارم دیگران، ج 22، 393، دارالکتب الاسلامیه.) ب) دنیا راه است. راه نمیتواند هدف باشد. اگر هدف افرینش تنها زندگی جهان باشد، لازم میاید جهان اخرت وجود نداشته باشد، نیکان پاداش داده نشوند بدان کیفر کردارشان نرسند، چون دنیا نمیتوان طور کامل، پاداش نیکان کیفر بدان داد .
